دانشگاه ارشاد دماوند

این وبلاگ جهت اطلاع رسانی وقایع دانشگاه ارشاددماوند راه اندازی شده است.

دانشگاه ارشاددماوند(واحد دختران)
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٥  کلمات کلیدی:

 

سلام:

مهرنازومن دانشجوی دانشگاه ارشاد دماوند(واحددختران)رشته مهندسی صنایع هستیم.ما تصمیم گرفتیم اخبار واتفاقاتی را که در دانشگاهمون به وقوع می پیوندد به اطلاع دیگردوستان برسانیم وامیدواریم مسئولین نیز به واسطه این وبلاگ از مشکلاتی که ما با آن درگیریم آگاه شوند وبرای رفع این مشکلات بکوشند.

سعی مادر این است که آمار واطلاعات خود رااز وقتی که پا به این دانشگاه گذاشتیم به سمع دیگران برسانیم (البته به بصورت نامنظم) یعنی از سه ترم پیش.


اول از وقتی بگویم که چشم ما به جمال این دانشگاه که چه عرض کنم(این خونه)روشن شد.

 

اول از سردر آن شروع می کنیم

به دنبال بقیه آن نگردید همه ی آن همین است که حتی ازدور که چه عرض کنم(ازسرکوچه)نیز مشخص نیست

من که شخصا وقتی این دانشگاه را دیدم فکر می کردم فقط واحد اداری دانشگاه در این قسمت واقع شده غافل از اینکه همه ی دم و دستگاه از کلاس و واحد آموزش وامور مالی گرفته تا سلف وحیاط ونمازخانه و... در این مکان واقع شده است.درضمن ما چون دانشجویان قانعی هستیم به دنبال چیزهای دیگر از قبیل سالن همایش?کارگاه وآزمایشگاه و... نیز نیستیم!!!

همه وقتی می خواهند به دانشگاه بروند تصویری قشنگ از آن درسر دارند?اما چه بگویم که این تصویر قشنگ به هنگام اولین رویارویی با این دانشگاه جای خود را به چیزهای دیگر داد!!!

از حیاط این دانشگاه بگویم که کلاْ شاید۱۰۰یا۱۲۰مترباشد.تعجب کردید؟نه اصلاْ تعجب ندارد٬ماچون دانشجویانی درسخوان هستیم اصلاْ به حیاط نیاز نداریم!!حیاط را می خواهیم چه کنیم همین هم زیادی است

به دنبال بقیه آن نگردید همه آن فقط وفقط همین است.

وقتی می گویند انسان ناشکر نعمت هایی را که نیز دارد از دست می دهد مصداق ماست.

شکر نعمت نعمتت افزون کند                               کفرنعمت از کفت بیرون کند

ماواقعاْ دانشجویان ناسپاسی هستیم اگر به جای قبولی در این دانشگاه در جای دیگر قبول می شدیم که آنقدر بزرگ بود که برای هرکار اداری از قبیل گرفتن امضا از این ساختمان به آن ساختمان واز این فاز به فاز دیگر پاس داده می شدیم دیگر اینقدر ناشکری نمی کردیم در صورتیکه در دانشگاه خودمان یک اتاق شاید بگم حدود ۱۵۰تا۲۰۰متر را به قسمتهای مختلف تقسیم کردند واز آن نهایت استفاده را می کنند ما هم  دیگر از این فسمت به قسمت دیگر ارجاع داده نمی شویم.این قسمتها عبارتند از واحد آموزش که از پله های حیاط که بالا می رویم در آن نمایان میشود .۵قدم که برداریم پنجره ی امور مالی را نظاره می کنیم ویک متر آن طرفترنیز قسمت کپی وگرفتن ژتون که خود دارای بحث مفصلی است٬واقع شده است.طرف دیگراین٬قسمت همه کاره است که باید از طرف ساختمان وارد شد.حالا دیدید چقدر ناسپاس هستید که درعرض چند دقیقه همه کارهای خود را انجام می دهید وباز هم قر می زنید٬بروید ومتحول شوید وکمی سپاس گذار باشید.

از پله ها که بالا رویم به طبقه اول می رسیم که قسمت های آن به ترتیب از سمت راست:اتاق اساتید٬اتاق مدیران گروه٬سایت دانشگاه وکتابخانه واقع شده است که هر کدام از این قسمتها شکوه و گلایه ای به عظمت تاریخ را در پشت خود دارد که اگر مجالی بود درباره ی آنها نیز خواهیم گفت.

اینها هم کتابهایی که توی کتابخانه جا نشدند و در سالن طبقه اول جا داده شده اند.

 در طبقه دوم وسوم خبرهای خاصی نیست وکلیه کلاسهای این دانشگاه که نصیب هر طبفه۷ کلاس می باشد واقع شده است و دانشجویان عزیز در پشت صندلی های آن به علم آموزی مشغولند.

در طبقه چهارم نیز پشت بام واقع شده که درآن همیشه قفل است.

از در اصلی که وارد می شوید دو سری پله روبه روی خود مشاهده می کنید٬پله ها سمت راست به طبقات اول تا سوم منتهی می شود وپله های سمت چپ به پایین می رود که در سمت راست سلف دانشگاه ونماز خانه را در خود جای داده که بحثی به بزرگی عظمت قله دماونددارد( دانشگاه ما اول در این شهر متولد شد وبعداْ که کمی از سن آن گذشت به تهران نیز راه یافت که ای کاش هیچگاه به تهران وارد نمی شد)

در این قسمت ماکت دانشگاه نیز واقع شده (که مشخص نیست چه زمانی ساخته خواهد شد)

سالن تئاتر درقسمت بالای سلف قرار گرفته است!!!

نمازخانه هم در انتهای سلف دانشگاه است!!!

اما در بعدی در امور فرهنگی دانشجویی است که به تازگی تاسیس شده و همچنین اتاق دانشجویان مدیریت که از این اتاق به عنوان آینده شغلی مدیریت استفاده می کنند که با امور فرهنگی مشترک است. در راهرویی که به حیاط منتهی می شود دو در وجود دارد٬در اول به دستشویی مخصوص رئیس محترم دانشگاه راه دارد که فقط شخص ایشان می توانند به آن وارد شوند.ناگفته نماند که این  دستشویی اسرار آمیز نیز قفلی دارد که کلید آن فقط در دست شخص ایشان است.

یکدفعه که ما دانشجویان بدبخت  در این قسمت که بعداْ عکس آنرا برای شما خواهیم گذاشت٬نشسته بودیم و داشتیم نهار می خوردیم که در آن توسط رییس دانشگاه باز شد وما تونستیم داخل آنرا به همراه سوسکی خوشگل مشاهده نماییم که البته چند ثانیه بیشتر طول نکشید ودر آن بسته شد٬شاید برای شما این سوال پیش بیاد که ما آنجا چیکار می کردیم وچرا روی زمین نشسته وغذا می خوردیم ٬که جواب این سوال را نیز بعداْ پاسخ خواهیم داد)

از بجث دور شدیم ٬در دوم نیز به خانه آقای Xوخانواده محترم گشوده می شود.از پله ها  نیز که به بالا می رویم به حیاط بزرگ ودلباز دانشگاه می رسیم که اگر یک نفر پشت تنها درخت توت قایم شود ماهیچ گاه نمی توانیم او را پیدا کنیم وبرای همیشه آن شخص گم خواهد شد از بس که حیاط ما بزرگ است!!!

آهان یادم رفت از آسانسور دانشگاه سخن بگویم٬تعجب کردید؟تعجب ندارد دانشگاه ما آسانسور دارد!!!که البته هیچگاه ما دانشجویان نمی توانیم از آن استفاده کنیم٬فقط استادان می توانند از آن استفاده کنند٬چشم دانشجوها هم کور پا که دارند٬ازپای خود استفاده کرده و۴طبقه را بالا برونددر ضمن ورزش هم کرده اند این که دیگر گلایه ندارد٬دارد؟؟؟

می ترسم اگر بیش تر درباره ساختمان دانشگاه توضیح دهم باعث ناخشنودی مسئولین محترم دانشگاه شوم٬ پس تا همین جا برای شما کافی است ودیگر بیش از این کنجکاوی نکنید.

خب حالا بادانشگاه ما آشنا شدید ؟؟؟

                                                                                  ادامه دارد........